مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمی کنه قدم می زنه!!...

اول:

 

 

زیاد سر به سر این خیابان نگذارید

خسته است و تلخ و روزگار بدی را پشت سر گذاشته

این خیابان خودش را به حد کافی گناهکار می داند

از دستش نمی آید "کوچ " کند

و متاسفانه

عوض کردن اسمش هیچ چیز را عوض نمی کند.

                                   زیاد سر به سر این خیابان نگذارید..*

 

 

 

 

 

دوم :

 

 

از جا بلند شد و قدم زنان به کنار پنجره رفت. به خیابان نگاه کرد،پشتش را با شست خاراند و گفت:

"نگاشون کن،احمقای کثافتو."

جینی گفت:"کیا رو می گین؟"

"نمی دونم،همه رو می گم!"..

 

 

 

 

سوم:

 


                                       ...سکوت....

 

 

 

 

چهارم:

 

 

 

باورش سخت،غیر ممکن یا...مثل دودی که در قطارت نیست!

هیچ فرقی نمی کند وقتی،هیچکس،ه ی چ کس کنارت نیست!

چمدان های خسته از حرکت، کوپه های همیشه تنهایی

من به سمت تو می رسم هربار،توعزیزم همیشه نه!گاهی

به سرت می زند نگاه کسی [رد خونی که توی شیشه شدن]

[کوپه ها و سکوت غمگینی] من تنها تر از همیشه شدن!

می رسیدم به قلب سردی که توی تنهایی اش مردد بود

حال این ابر ها اگر خوب است،حال من واقعا کمی بد بود

[مثل یک تخته نرد پوسیده تاس هایم به باخت می رفتند

اسب هایی که از تو رم کردند توی مغزم به تاخت می رفتند!]

آسمان بازی همین رنگش هر کجا قصه ی مرا می برد

باورش سخت،غیر ممکن یا...ه ی چ کس در کنار من می مرد!

توی کوپه سکوت شهری که...[دفن یک قلب احترام شده]

اشک من پشت شیشه می افتاد،روی یک جفت ریل رام شده!

دل من ابر های غمگینی، پشت چشمان بسته اش دارد

دل من سعی می کند اما،باز بغض شکسته اش دارد...

عاقبت این قطار لج کرده،ذوق را کور می کند از تو

می زند روی ریل آخر و کوپه را دوووووور می کند از تو!

 

 

 

 

 

 

*فردین نظری

**پیش از جنگ با اسکیمو ها / جی.دی.سلینجر

 

/ 121 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین میدری

هشتم دی ماه هر سال، یادآورد تولد بزرگبانوی شعر پارسی "فروغ فرخزاد" است که با "تولدی دیگر"ش زندگی دوباره ای به شعر ما هدیه داد، نامش جاودانه پر فروغ باد... "یک ساحل پر از شعر" با سه دوبیتی به این مناسبت به روز است و چشم براه گامهای قدرشناستان.....

محمد قائدی

"شکسته شد کمرم تا که مرد تر باشم که از تمامی افراد فرد تر باشم..." سلام بانو بعد از مدتی نبودن به روزم و منتظر نظر ارزشمند شما[گل]

بهمن محمدزاده

سلام مدتهاست با ما غریبه ای، ای دوست!!!!!!! منتظرت هستم یا علی

ساناز بهشتی

سلام پنجره مخفی من به روز شد با: نیچه و جنبش تساوی خواهی زنان و یک ترکیب بند که منتظر نقد و نظر ارزشمند شماست و یک شعر تقدیم به همه ی شاعران دنیا گیس مرا بریدی و در شهر هّو شدم چون خط قرمزی وسط تابلو شدم

سید مهدی موسوی

با عرض تسلیت به خاطر کشتار برادران و خواهران بی گناهمان در ظهر عاشورای محرّم الحرام!!: وبلاگ «سید مهدی موسوی» بعد شش ماه و اندی به روز شد... . با اینها منتظرم: 1- دو شعر جدید که در جای دیگری نخوانده اید 2- متن و شعری از «فروغ» در حال و هوای این روزها 3- محاکمه ی آرمان ها در خیابان (نگاهی به فیلم آخر کیمیایی و چند دیالوگ ماندگار از او) 4- قر دادن زیر تیغ (بررسی وضعیت بیمار تعامل مؤلف و منتقد در ایران) 5- مثل همیشه جملاتی از «شمس» بزرگ! 6- خبرها و لینک هایی داغ از همه جای ادبیات و هنر 7- کنار پله ی تاریک (خبرهایی از برادر ترانه سرا و شاعرم: حسین صفا) 8- ستاره های سربی (غمنامه ای از یک ستاره که دوست داشت خاموش شود) 9- انتقام با طعم سیب زمینی (تحلیلی از وضعیت امروز جامعه ایران) 10- عکس هایی دیدنی از شاعران و دوستان کارگاه و... و مثل همیشه گوشه ی دنیا منتظرم با شعر، با ادبیات، با غم، با عشق...

حمید سهرابی

من هیچ چیز جز این شعر ندارم که به پای شما بریزم که به پای او خون ریختید از تو چه مانده است به جز چند تا خبر یک قلب ایستاده و یک تیر توی سر در روزنامه ی عوضی چند خط دروغ در اینترنت از تو جنایات معتبر توی بهشت زهرا قبر شکسته ات در سردخانه، از انگشتت دوتا اثر یک رد خونی از تن تو تا دل خدا بر آسفالت، توی خیابان کارگر یک بند سبز توی اتاقت کنار تخت یک باند سرخ داخل اورژانس پشت در آخرین پنجره به روز است

ضميري

اگر ببینمتان در شهریما و شعر تازه منتشر شده را مرور کنید بسیارها بسیار سپاسگزار خواهم شد.

مسعود جعفری

سلام. اینجا رو هم که گرد و غبار گرفته.شعر جدید کو؟! حرفهای تازه؟!سطرهای شاعرانه؟! تقریبا 5 ماه پیش همین جا، همین شعر رو خوندم با همین کلمه های آشنا و با همون نشونی های قدیمی.مثل همیشه بگذریم..

اسفندیارپور

سلام و درود فراوان وبلاگ زیبایی دارید تبریک میگم از سروده هاتون لذت بردم،خوشحال می شوم به من هم سر بزنید